دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم وندرین کار دل خویش به دریا فکنم
از دل تنـگ گنه کار بر آرم آهـی کاتش اندر گنه آدم و حوا فکنـم
ستاره زد، ستاره زد، اما شبم روشن نشد
تنم به عریونی رسید، خرقه لباس تن نشد
خاک عزیز خونه را، سپرده ام بدست باد
خاک غریب غربتم، برام مثل وطن نشد
از همه دوستان عذر میخوام
این روزها خیلی گرفتارم و نمیتونم بیام نت
انشاالله بعدا جبرن می کنم
برای همه تون آرزوی موفقیت و خوشبختی میکنم
بای
رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل
از کاروان چه ماند، جز آتشی به منزل
همه امیدمان به این ماه رمضان بود،
رمضان هم رفت و توفیقی در احوال ما حاصل نشد.
تو این شبهای پرارزش بیش تر از همیشه به فکر گرفتاری هام و آرزوهام هستم
و از خدا چیز هایی می خوام که اگر به کسی بگم خندش میگیره
-- گاهی وقتها حساب می کنم اگر از همه نعمتهایی که خدا داده فقط اجزاء بدنم را بخوام قیمت کنم حسابش سر به فلک میکشه، اون چیزی را که الان ازش میخوام یک هزارم اینم نیست پس یعنی خدا نمیده ؟!
-- اگر برم پیش بی رحم ترین سرمایه دار دنیا و فقط یه دونه برنج سوخته ته دیگش را که میخواد بندازه دور ازش بخوام بهم بده، نمیده ؟ ! چیزی را که از خدا میخوام که در مقایسه با ملک و املاک خدا خیلی از دونه برنج سوخته کمتره، پس چرا نباید بده ! تازه اینکه میگن ارحم الراحمینه !
-- گاهی هم فکر میکنم نیاز من از چیزی که از خدا میخوام خیلی کم اهمیت تر از چیزیه که بیمارای سرطانی ازش میخوان و بهش نمیرسن، و میمیرن،، خیلی کمتر از چیزیه که کودکای پاک و بی گناه سومالی ازش میخوان، و بازم در اثر گرسنگی میمیرن.
وسط این دو راهی موندم،
فکر میکنید به آرزوهام میرسم ؟
فکر میکنید مشکلاتم حل میشه ؟
یا بی خیال بشم ؟!!
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغ های رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی ست
فروغ فرخزاد
در زمینی که ضمیر من و تو ست
از نخستین دیدار
هر سخن هر رفتار
دانه هایی است که می افشانیم
برگ و باری است که می رویانیم
آب و خورشید ونسیمش مهر است
گر بدان گونه که بایست به بار آید
زندگی را به دل انگیز ترین چهره بیاراید
فریدون مشیری
من اینجا بس دلم تنگ است،
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم،
قدم در راه بی برگشت بگذاریم،
ببینیم آسمان هرکجا آیا همین رنگ است؟ . . .
مهدی اخوان ثالث

